سیاسی

آیا کانادا برای بازدارندگی در مقابل آمریکا به سلاح هسته‌ای نیاز دارد؟

در پی مواضع صریح دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، مبنی بر اینکه متحدان لیبرال‌دموکرات آمریکا دیگر نمی‌توانند برای حفاظت به واشنگتن تکیه کنند، بحث‌های تازه‌ای درباره آینده امنیت جهانی و آسیب‌پذیری دموکراسی‌ها شکل گرفته است.

ترامپ همچنین استفاده از زور برای پیشبرد اهداف خود، حتی علیه متحدان سابق، را رد نکرده است؛ مواضعی که به گفته تحلیلگران، این پیام را به کانادا و کشورهای اروپایی منتقل کرده که دوران اتکای کامل به شراکت امنیتی آمریکا به پایان رسیده است.

در این چارچوب، این پرسش مطرح می‌شود که آیا دموکراسی‌های لیبرال اکنون در برابر تهاجم، الحاق سرزمینی و تصاحب منابع طبیعی آسیب‌پذیر شده‌اند؟ بر اساس تحلیل‌های ارائه‌شده، پاسخ مثبت است.

بازدارندگی در برابر ابرقدرت‌های تهاجمی

مطالعات امنیت بین‌الملل نشان می‌دهد ابرقدرت‌های توسعه‌طلب، در صورت نبود بازدارندگی مؤثر، برای گسترش نفوذ و تصاحب منابع طبیعی به استفاده از زور متوسل می‌شوند. هرچند تهاجم به کانادا در حال حاضر قریب‌الوقوع نیست، اما تهدیدها علیه کشورهای دموکراتیک قابل شناسایی و پیش‌بینی ارزیابی می‌شوند.

اصل بازدارندگی بر این مبنا استوار است که هزینه اقدام نظامی باید بیش از منافع مورد انتظار آن باشد. به بیان دیگر، اگر خطرات و هزینه‌های حمله به کشوری مانند کانادا از منافع احتمالی آن بیشتر باشد، قدرت مهاجم از اقدام نظامی منصرف خواهد شد.

با توجه به منابع طبیعی گسترده کانادا، ایجاد چنین بازدارندگی‌ای چالشی جدی تلقی می‌شود. حتی با افزایش قابل توجه بودجه دفاعی، تبدیل نیروهای مسلح کانادا به سطح یک ابرقدرت نظامی واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. با این حال، تحلیلگران معتقدند بازدارندگی همچنان ممکن است.

«دفاع تمام‌جامعه»؛ الگوی اسکاندیناوی

در این چارچوب، دو اقدام کلیدی پیشنهاد شده است: نخست، استقرار نظام «دفاع تمام‌جامعه» برای حفاظت از سرزمین؛ و دوم، مشارکت در یک چتر هسته‌ای دموکراتیک.

در مدل دفاع تمام‌جامعه، همه شهروندان در امنیت ملی و آمادگی‌های اضطراری نقش دارند. این رویکرد شامل خدمت نظامی اجباری و برنامه‌های سراسری دفاع غیرنظامی است. چنین سیستمی علاوه بر افزایش تاب‌آوری اجتماعی، می‌تواند مهاجمان بالقوه را از ورود به جنگی پرهزینه و طولانی بازدارد.

بر اساس این تحلیل، حضور جمعیتی گسترده، آموزش‌دیده و مسلح، چشم‌انداز جنگ زمینی خونین و فرسایشی را برای هر قدرت مهاجم ترسیم می‌کند؛ وضعیتی که ریسک بالا و بازده پایین دارد و می‌تواند عامل بازدارنده مؤثری باشد.

کشورهایی مانند نروژ، فنلاند، سوئد و سوئیس پیش‌تر این رویکرد را در پیش گرفته‌اند و با ترکیب خدمت اجباری و دفاع مدنی، در کنار مقررات منظم تسلیحاتی، مدل‌هایی برای مشارکت شهروندان در امنیت ملی ارائه کرده‌اند. در این میان، «سیستم دفاع کل» سوئد به‌عنوان نمونه‌ای جدید مورد توجه قرار گرفته است.

چتر هسته‌ای دموکراتیک

در بخش دیگری از این تحلیل، به موضوع بازنگری در ترتیبات هسته‌ای اشاره شده است. هرچند معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (۱۹۶۸) توسعه این تسلیحات را ممنوع می‌کند، اما رویکرد دولت ترامپ نسبت به متحدان، برخی کشورها را به بازاندیشی در سیاست‌های دفاعی واداشته است.

در حالی که آلمان و لهستان بحث هسته‌ای را از سر گرفته‌اند، بسیاری از دموکراسی‌های اروپایی فاقد زیرساخت‌های لازم برای تولید سلاح هسته‌ای هستند و به دنبال تقویت چتر هسته‌ای فرانسه و بریتانیا هستند.

برخی دیدگاه‌ها پیشنهاد می‌کنند کانادا نیز به جای اتکا به ظرفیت محدود لندن و پاریس — که در مجموع ۵۱۵ کلاهک هسته‌ای در اختیار دارند، در حالی که روسیه بیش از ۵۵۰۰ کلاهک دارد — خود به آستانه هسته‌ای وارد شود و به عنوان شریک برابر در یک چتر هسته‌ای دموکراتیک مشارکت کند.

بر اساس این تحلیل، کانادا از دانش فنی و منابع لازم برای توسعه سلاح هسته‌ای برخوردار است، هرچند این مسیر مستلزم زمان، هزینه و خروج رسمی از معاهده منع گسترش npt خواهد بود؛ اقدامی که می‌تواند در هماهنگی با متحدان اروپایی انجام شود.

ژنرال بازنشسته وین آیر، رئیس پیشین ستاد ارتش کانادا، هم به تازگی اعلام کرده است که اتاوا نباید درهای بحث درباره دستیابی احتمالی به سلاح هسته‌ای را به‌طور کامل ببندد؛ موضوعی که طی دهه‌های گذشته عملاً از دستور کار سیاست‌گذاری کانادا خارج بوده است.

وی گفت این کشور بدون برخورداری از بازدارندگی هسته‌ای «هرگز به استقلال راهبردی کامل» دست نخواهد یافت. با این حال تأکید کرد که کانادا در شرایط فعلی نباید به دنبال تولید سلاح هسته‌ای باشد، اما «باید گزینه‌های خود را باز نگه دارد.»

وی با اشاره به زیرساخت‌های هسته‌ای غیرنظامی و ظرفیت علمی کشور افزود کانادا از منابع اورانیوم گسترده و دانش فنی لازم برخوردار است و حفظ این ظرفیت‌ها نوعی «بیمه راهبردی» در برابر تحولات آینده محسوب می‌شود. به گفته او، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مکمل از جمله صنایع هوافضا و سامانه‌های موشکی نیز اهمیت دارد.

دفاع از دموکراسی

جمع‌بندی این دیدگاه بر آن است که بازدارندگی، هرچند پرهزینه و دشوار، به مراتب کم‌هزینه‌تر از پیامدهای یک تهاجم نظامی است. خدمت اجباری و بازنگری در سیاست‌های هسته‌ای، اگرچه برای افکار عمومی کانادا موضوعاتی جدید به شمار می‌روند، اما در برخی دموکراسی‌های دیگر سابقه‌ای طولانی دارند.

در نهایت تأکید می‌شود که اقدام پیش‌دستانه در زمانی که تهدیدها قابل پیش‌بینی اما هنوز فوری نیستند، اهمیت اساسی دارد؛ چرا که انتظار برای شکل‌گیری بحران در مرزها می‌تواند بسیار دیرهنگام باشد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا