دانشجویان بینالمللی در کانادا؛ از چالشهای ساختاری تا مقاومت جمعی

در یک دهه گذشته، دانشجویان بینالمللی در کانادا با مجموعهای از دشواریها و فشارهای ساختاری روبهرو شدهاند؛ دشواریهایی که عمدتاً ریشه در سیاستهای نئولیبرالی دارند که آموزش عالی را از یک حق همگانی به کالایی در خدمت بازار تبدیل کردهاند.
سیاستهای نئولیبرال، با تأکید بر کاهش نقش دولت، خصوصیسازی خدمات عمومی و ترویج فردگرایی، موجب کاهش بودجه عمومی آموزش عالی و انتقال بار مالی آن به دوش دانشجویان شدهاند. در این میان، دانشجویان بینالمللی که بهطور متوسط پنج برابر دانشجویان داخلی شهریه میپردازند، به منبع اصلی درآمد دانشگاهها تبدیل شدهاند؛ بدون آنکه حمایت مناسبی از آنان در زمینه مسکن، خدمات درمانی یا امنیت شغلی ارائه شود.
بر اساس یک پژوهش دانشگاهی درباره دانشجویان کالجهای انتاریو، این دانشجویان با چالشهایی همچون ناامنی مسکن، اشتغال ناپایدار، محدودیتهای مالی، و نداشتن دسترسی کافی به مراقبتهای بهداشتی مواجهاند. در دوران همهگیری کووید-۱۹، مشارکت فعال این دانشجویان در بخشهای کلیدی مانند سلامت، مراقبتهای بلندمدت و صنایع غذایی نقش حیاتی آنها را در جامعه کانادایی نشان داد. با این حال، آنها همچنان بهعنوان نیروی کار انعطافپذیر و گاه «مصرفشدنی» تلقی میشوند.
افزایش بیرویه شهریهها نیز از دیگر مصادیق فشار بر این گروه است؛ شهریه مقطع کارشناسی برای دانشجویان بینالمللی در انتاریو از حدود ۳۵ هزار دلار در سال ۲۰۱۸ به نزدیک ۵۰ هزار دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است. این روند ناعادلانه، اعتراضات گستردهای را به همراه داشته است. در نوامبر ۲۰۲۲، ائتلافی از انجمنهای دانشجویی در اعتراض به این روند با شعار «نیاز یا طمع؟» در برابر پارلمان انتاریو تجمع کردند.
در تابستان ۲۰۲۴، تهدید به اخراج حدود ۷۰ هزار فارغالتحصیل بینالمللی به دلیل کاهش ۲۵ درصدی سهمیه اقامت دائم، موج جدیدی از اعتراضات را در سراسر کشور بهراه انداخت. دانشجویان با برپایی اردوگاههایی اعتراضی، بهویژه در جزیره پرنس ادوارد، خواستار لغو این تصمیم شدند. این اعتراضات با حمایت اتحادیههای کارگری و فعالان مدنی، از جمله فدراسیون کارگری انتاریو همراه بود که شعار «حق شما، مبارزه ماست» را سر دادند.
در همین حال، گروههای حمایتگر مانند Naujawaan Support Network در بیانیهای اعلام کردند: «دانشجویان بینالمللی علت بحران نیستند، بلکه قربانی انگزنی و سیاستگذاریهای نادرست شدهاند.»
این مقاومتها نشاندهنده عزم راسخ دانشجویان بینالمللی برای دفاع از حقوق خود و ایفای نقش در ساختن جامعهای عادلانهتر است. در شرایطی که دانشگاهها، دولتها و نهادهای عمومی با بحرانهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، به رسمیت شناختن جایگاه این دانشجویان، ارائه حمایتهای پایدار، و مشارکتدادن آنان در تصمیمگیریهای مرتبط، ضرورتی اجتماعی، اخلاقی و راهبردی است.
پایداری و همبستگی دانشجویان بینالمللی، نه تنها پاسخی به فشارهای ساختاری نئولیبرالی است، بلکه نمادی از توان جامعه برای مقابله با نابرابری و ساختن آیندهای مبتنی بر همبستگی، عدالت و حق آموزش برای همه بهشمار میآید.



