اخبار مهاجرتسیاسیفرهنگی اجتماعی

زندگی در سرزمین میانی: ایرانیان کانادا و حمله اسرائیل به ایران

جنگ اخیر اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران دست‌کم ۹۳۵ کشته و ۵۳۳۲ مجروح برجای گذاشته است. اکنون آتش‌بس برقرار است، اما این درگیری جهان را بهت‌زده کرده و تأثیرات ویژه‌ای بر ایرانیان مهاجر، به‌ویژه در میان جوامع پراکنده آنان، داشته است.

بسیاری از ایرانیان مقیم کانادا با چشمانی خیره به صفحه‌های رسانه‌ای خود، لحظه‌به‌لحظه اوضاع ایران و سرنوشت دوستان و خانواده‌هایشان را دنبال کردند.

بر اساس مصاحبه‌های مقدماتی با ۳۰ کنشگر ایرانی در کانادا، بسیاری از آنان آنچه را «احساس گناهِ بازماندگان» (survivor’s guilt) می‌نامند، تجربه کرده‌اند.

این مصاحبه‌ها بخشی از پژوهش دکترای خانم فاطمه اجاره‌دار، با راهنمایی پرفسور پالوی بانرجی، است که به‌صورت حضوری یا آنلاین انجام شد. داده‌های به‌دست‌آمده به درک ریشه‌های تنش‌های سیاسی و شکل‌گیری همبستگی‌های نوظهور در میان ایرانیان مقیم کانادا کمک می‌کند. از این ۳۰ مصاحبه، هفت مورد پس از آغاز درگیری‌ها در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ انجام شد.

بخش بزرگی از جامعه ایرانیان کانادا را کنشگرانی تشکیل می‌دهند که مخالف جمهوری اسلامی هستند. طبق گزارش نیویورک‌تایمز، این جامعه شامل «چپ‌گرایان تبعیدی، ملی‌گرایان، دموکرات‌های سکولار، زندانیان سیاسی سابق، روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق بشر و هنرمندان» است که از تغییرات مترقی در ایران حمایت می‌کنند.

در کنار آنان، گروهی نیز وجود دارند که با حمایت از سلطنت ساقط‌شده و رهبری رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، جمهوری اسلامی را رد کرده و ایالات متحده و اسرائیل متهم به جنایات جنگی را «آزادی‌بخش» مردم ایران می‌دانند. جنگ اخیر بار دیگر این شکاف‌های دیرینه را در میان جامعه مهاجر ایرانی آشکار کرده است.

a crowd of people, two signs are held up in the crowd - one reads 'free Iran' the other 'woman, life, freedom'

زیستن میان وطن و میزبان

کانادا دومین جامعه بزرگ ایرانیان مهاجر در جهان را در خود جای داده است. از انقلاب ۱۳۵۷ که به سقوط سلطنت انجامید، فضای سیاسی پرآشوب ایران مهاجران را همواره در حالت اضطراب و دوگانگی نگاه داشته است. پس از انقلاب، بسیاری از فعالان مخالفِ پیش و پس از آن، به تبعید رفتند و سرکوب سیاسی و مشکلات اقتصادی موج‌های تازه‌ای از مهاجرت را رقم زد. اوج این تنش‌ها در سال ۲۰۲۲ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر جامعه مهاجر را تکان داد.

مَتین، زنی سی‌ساله ساکن آلبرتا، گفت:

«غمگینم که خانه‌ام بمباران می‌شود. دیگر انرژی بحث کردن هم نداری. برای روحی که از ۲۰۲۲ هنوز زخم‌خورده است، ورود دوباره به این چرخه بن‌بست است.»

جامعه‌شناسی مهاجرت و فراملی گرایی نشان می‌دهد که مهاجران تبعیدی در «سرزمین‌های میانی» (in-between lands) مکانی بین سرزمین مادری و کشور میزبان زندگی می‌کنند؛ وضعیتی که در هنگام بحران سیاسی در وطن، شدت می‌گیرد و به آن «شوک برون‌زا» (exogenous shocks) گفته می‌شود. ایرانیان مهاجر ۴۵ سال است با این حسِ تعلیق و ناپایداری دست‌به‌گریبان‌اند.

ملی‌گرایی تکه‌تکه

حس ملی‌گراییِ شکسته‌شده، واکنش‌ها به بحران وطن را شکل می‌دهد. بسیاری از مصاحبه‌شوندگان میان نفرت از جمهوری اسلامی و تعلق به سرزمین مادری سرگردان‌اند. ویدا، زنی سی‌ساله ساکن ساسکاچوان، با وجود مخالفت شدید با نظام سیاسی ایران، اذعان کرد که مرگ برخی فرماندهان نظامی در جنگ اخیر، احساسات متناقضی در او برانگیخته است. او گفت:

«هرگز ملی‌گرا نبودم، ملی‌گرایی را هم دوست ندارم. اما این روزها لحظاتی بود که احساس غرور کردم، وقتی همبستگی مردم را دیدم، کمک‌هایشان به یکدیگر…»

تنش‌های دیاسپورا

رابطه پرتنش ایران و غرب ادامه دارد. غرب، به‌ویژه ایالات متحده، با برجسته‌کردن سرکوب زنان در ایران و استفاده ابزاری از آن، این کشور را با تحریم‌های اقتصادی هدف گرفته و امکان دیپلماسی را محدود کرده است؛ رویکردی که به باور برخی پژوهشگران فمینیست، تنها موجب تقویت نیروهای استبدادی و مردسالار در ایران شده است.

کنشگران ایرانی در خارج، هم‌زمان با مقاومت در برابر سرکوب داخلی، با نقش آمریکا در به حاشیه راندن مردم ایران نیز مخالفت دارند.

«ایرانِ رؤیایی ما»

این «سرزمین‌های میانی» گرچه پرخطر و ناپایدارند، اما می‌توانند به خاستگاه اتحادها و همبستگی‌های تازه بدل شوند. برای بسیاری از ایرانیان فعال، مقاومت فلسطینیان از پیش از انقلاب ۱۳۵۷ الهام‌بخش بوده است. شماری از شرکت‌کنندگان در این مصاحبه ها گفتند که پس از حمله اسرائیل در ۱۳ ژوئن، پیوند عمیق‌تری با رنج فلسطینیان یافته‌اند.

زارا، زنی چهل‌ساله ساکن انتاریو، گفت:

«حالا بهتر می‌فهمم چطور جهان می‌تواند نسبت به منتقدان اقدامات اسرائیل بی‌اعتنا باشد… احساسی از درماندگی در برابر آن قدرت خشونت‌بار و بی‌منطق دارم.»

با وجود غم و ویرانی ناشی از جنگ، بسیاری از این فعالان همچنان به مقاومت برای آزادی و عدالت باور دارند؛ باوری که به آنان امکان می‌دهد آینده‌ای متفاوت را تصور کنند. جمشید، مردی شصت‌ساله اهل بریتیش کلمبیا، چشم‌انداز خود را چنین ترسیم کرد:

«… ایرانی که در صلح زندگی می‌کند، عدالت اجتماعی در آن جاری است و کسی آسیب نمی‌بیند. کشوری که از خود مراقبت می‌کند، بسیار مهربان است… شاید روزی بیاید که ما دیگر نباشیم و آن را ببینیم.»

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا