سال ۲۰۲۵: سال یخزدگی روابط کانادا و آمریکا

افرادی که تقریباً یک سال پیش، در شبی سرد از ماه ژانویه، با اضطراب در ساختمان سفارت کانادا در واشنگتن مشغول نوشیدن شکلات داغ بودند، نمیتوانستند پیشبینی کنند که ۱۲ ماه بعد، روابط دو کشور وارد چه مسیر پرتنشی از تحریکهای تجاری و بحرانهای دوجانبه خواهد شد.
اکنون با نگاهی به گذشته، آن شب غیرمعمولاً سرد در واشنگتن، نشانهای از یخزدگی قریبالوقوع روابط کانادا و ایالات متحده بود.
تهدیدهای دونالد ترامپ درباره اعمال تعرفه و حتی سخنان او درباره الحاق کانادا، در هفتههای پیش از آن فضای سیاسی کانادا را متشنج کرده بود. سفر شتابزده جاستین ترودو، نخستوزیر وقت کانادا، به مارالاگو در اوایل نوامبر ۲۰۲۴ نیز نتوانست روابط متزلزل او با رئیسجمهور آینده آمریکا را ترمیم کند.
ترامپ در ۲۰ ژانویه، همزمان با آغاز دومین دوره ریاستجمهوری خود، با بازگشت به کاخ سفید، سیاست تجاری «اول آمریکا» را اعلام کرد. تنها چند هفته بعد، تعرفههای گستردهای علیه واردات از کانادا وضع شد.
تا اوایل فوریه، برای بسیاری از کاناداییها روشن شد که تصوری که از رابطه ویژه با نزدیکترین همسایه خود داشتند، دیگر وجود خارجی ندارد.
ملانی جولی، وزیر خارجه پیشین کانادا، در واکنش به این شرایط از «همه رهبران سیاسی در سراسر کشور» خواست تا متحد بمانند و تأکید کرد: «اکنون بیش از هر زمان دیگری باید منافع کشور را در اولویت قرار دهیم.»
این تحولات همزمان با یک دگرگونی سریع در سیاست داخلی کانادا رخ داد؛ جایی که جاستین ترودو، تحت فشار کاهش محبوبیت و نارضایتی درونحزبی، در ۶ ژانویه اعلام کرد پس از انتخاب رهبر جدید حزب لیبرال، از سمت نخستوزیری کنارهگیری خواهد کرد.
مارک کارنی در ماه مارس رهبری حزب لیبرال را بر عهده گرفت و تقریباً بلافاصله انتخابات زودهنگام برگزار کرد؛ انتخاباتی که محور اصلی آن دونالد ترامپ بود و در نهایت به تشکیل یک دولت اقلیت انجامید.
تعرفههای ترامپ ـ که شامل کالاهای منطبق با توافق تجارت آزاد کانادا، آمریکا و مکزیک (CUSMA) نمیشد ـ در ماه مارس اجرایی شد. این تعرفهها در ماه اوت به ۳۵ درصد افزایش یافت؛ اقدامی که ترامپ آن را واکنشی به تعرفههای تلافیجویانه کانادا، نظام مدیریت عرضه در بخش لبنیات و ادعای ناکافی بودن اقدامات اتاوا برای جلوگیری از قاچاق اندک فنتانیل دانست.
در کنار آن، تعرفههای جداگانه موسوم به «بخش ۲۳۲» بر صنایعی مانند فولاد، آلومینیوم، خودرو، مس و چوب نیز فشار سنگینی بر اقتصاد کانادا وارد کرد.
ترامپ در ماه آوریل جنگ تجاری خود را جهانی کرد و با اعمال تعرفههای موسوم به «متقابل» علیه تقریباً همه کشورها، رهبران جهان را به واکنش واداشت. برخی کشورها با امضای چارچوبهای تجاری و وعده سرمایهگذاریهای کلان در آمریکا، توانستند نرخ تعرفهها را اندکی کاهش دهند.
فن اسلر همپسون، استاد روابط بینالملل دانشگاه کارلتون و رئیس مشترک گروه کارشناسی روابط کانادا و آمریکا، گفت سرعت و گستره این جنگ تجاری جهانی بسیاری را غافلگیر کرد.
با وجود آنکه ترامپ پس از پیروزی انتخاباتی کارنی، لحن خود درباره الحاق کانادا را تعدیل کرد، اما تمام ضربالاجلهای تعیینشده برای دستیابی به توافق تجاری بدون نتیجه سپری شده است و مذاکرات همچنان در بنبست قرار دارد.
همپسون تأکید کرد این وضعیت «به هیچوجه تقصیر کارنی نیست».
کارنی برای جلب رضایت واشنگتن، مالیات دیجیتال کانادا را تعلیق کرد، امنیت مرزی را افزایش داد، بخش عمده تعرفههای تلافیجویانه را کنار گذاشت و هزینههای دفاعی را بالا برد، اما این اقدامات نیز نتوانست ترامپ را به لغو تعرفهها متقاعد کند.
تا مدتی پیش، دستیابی سریع به یک توافق محتمل به نظر میرسید. دیدارهای دوستانه کارنی و ترامپ در کاخ سفید و شوخیهای متقابل آنان مقابل رسانهها امیدهایی ایجاد کرده بود. حتی گزارشهایی در اواسط اکتبر از شکلگیری چارچوبی برای کاهش تعرفهها حکایت داشت.
اما این روند در اکتبر ناگهان متوقف شد؛ زمانی که ترامپ به دلیل پخش یک آگهی تلویزیونی با حمایت دولت انتاریو ـ که در آن از سخنان رونالد ریگان علیه تعرفهها نقل شده بود ـ مذاکرات تجاری را متوقف کرد.
همپسون با اشاره به تاریخ روابط دو کشور گفت اگرچه کانادا و آمریکا همواره اختلافاتی داشتهاند، اما پس از اجرای توافق نفتا، انتظار میرفت یکپارچگی اقتصادی قاره افزایش یابد. او افزود: «این تصور دیگر وجود ندارد. ما بیش از پیش شبیه سه کشور هستیم که هرکدام مسیر جداگانهای را دنبال میکنند.»
برای بسیاری از کاناداییها، سال گذشته حالوهوای یک بحران وجودی داشته است؛ حملهای طولانیمدت به حاکمیت و ثبات کشور. در مقابل، در ایالات متحده، فروپاشی روابط با کانادا بازتاب کمتری داشته است.
حامیان ترامپ این اقدامات را تحقق وعدههای انتخاباتی میدانند، حتی اگر کانادا قربانی جانبی آن باشد. مخالفان ترامپ نیز با موجی از تغییرات نگرانکننده مواجهاند و مسائل کانادا الزاماً در اولویت آنها نیست.
متیو لبو، استاد علوم سیاسی دانشگاه وسترن، گفت دولت ترامپ از خطوط قرمز متعددی عبور کرده است؛ از نادیده گرفتن محدودیتهای قانون اساسی و نقش کنگره در تعیین سیاستهای تعرفهای گرفته تا نشانههای آشکار افول دموکراسی.
او به کارزار گسترده اخراج مهاجران، استقرار نیروهای گارد ملی در شهرهای دموکراتنشین، فشار بر دانشگاهها و مؤسسات حقوقی، انحلال نهادهایی چون آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و تعدیل گسترده کارکنان دولت اشاره کرد.
در حوزه سلامت، سیاستهای جنجالی رابرت اف. کندی جونیور درباره واکسنها نگرانی جامعه پزشکی را برانگیخته و سیاست خارجی آمریکا نیز ـ از جنگ اوکراین تا اقدامات نظامی در نزدیکی ونزوئلا ـ دائماً در حال تغییر است. این سال همچنین شاهد طولانیترین تعطیلی دولت در تاریخ آمریکا بود.
آلدِسدر رابرتس، استاد سیاست عمومی دانشگاه ماساچوست، این دوره را «یک انقلاب ناقص» توصیف کرد؛ تلاشی برای تغییر رژیم حکمرانی که با موانع قضایی و نبود اصلاحات قانونی عمیق محدود شده است.
با این حال، او معتقد است دموکراسی آمریکا در آستانه فروپاشی نیست و به انتخابات نوامبر اشاره کرد که بدون حاشیه برگزار شد و به شکست بسیاری از نامزدهای جمهوریخواه انجامید.
به گفته رابرتس، تحولات اخیر یک واقعیت تلخ را برای کانادا آشکار کرده است: نگاه ایالات متحده به همسایه شمالی خود بهطور بنیادین تغییر کرده است.
او گفت: «این همان لحظهای است که کانادا فهمید قواعد بازی تغییر کرده است. شاید این تغییر از چند سال پیش آغاز شده بود، اما امسال بود که حقیقت آن آشکار شد.»



