هدف بعدی رئیس جمهور صلح: کانادا، کوبا، گرینلند، کلمبیا؟

متن زیر ترجمه مقالهای با همین عنوان به قلم استیو بلومفیلد سردبیر بینالملل روزنامه بریتانیایی Observer است.
ما نمیتوانیم بگوییم که هشدار داده نشده بود. در صفحه ۱۵ «راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا» (NSS) بهصراحت آمده است: «ایالات متحده دکترین مونرو را بار دیگر اعمال و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا در نیمکره غربی را احیا کند.» آنچه نیروهای آمریکایی در دل شب در ونزوئلا انجام دادند، دقیقاً تحقق همین جمله بود.
ربودن نیکلاس مادورو و همسرش – و سکوت تقریباً کامل دیگر کشورهای غربی تا این لحظه – ممکن است نشانه پایان هرگونه تظاهر به اهمیت داشتن حقوق بینالملل باشد.
حکومت اقتدارگرای مادورو فاجعهای برای ونزوئلا بوده است. انتخابات نمایشی، زندانی شدن شمار زیادی از معترضان و اقتصادی ویران، میراث اوست. اکثریت ونزوئلاییها خواهان کنار رفتن مادورو بودند.
اما اقدام نظامی دونالد ترامپ به منظور بازگرداندن دموکراسی نبود. او در یک کنفرانس خبری آشفته در مارالاگو گفت آمریکا «کشور را اداره خواهد کرد» و عملاً اشغال ونزوئلا را اعلام کرد؛ اقدامی که هیچ توجیه حقوقی ندارد. او بارها از صنعت نفت ونزوئلا سخن گفت و تأکید کرد شرکتهای آمریکایی «بهشدت درگیر» خواهند شد.
نگرانکنندهتر آنکه ترامپ استدلال کرد اقدام نظامی لازم بوده، چون «میخواهیم خودمان را با همسایگان خوب احاطه کنیم». او در همان نشست، کوبا و کلمبیا را تهدید کرد و حتی پیشتر گفته بود شاید نوبت مکزیک هم برسد. پس کانادا چه؟ کشوری مستقل که ترامپ بارها از آن بهعنوان «ایالت پنجاهویکم آمریکا» یاد کرده است.
پیامدهای اقدام نظامی آمریکا در ونزوئلا در سراسر جهان طنین خواهد انداخت. اگر رفتار ترامپ قابل قبول تلقی شود، وارد دورهای بسیار خطرناک میشویم؛ دورهای که در آن سازمان ملل، دیوان کیفری بینالمللی و حتی ناتو دیگر موضوعیت سابق را نخواهند داشت.
در هفته گذشته، چین رزمایشهای گسترده با آتش واقعی پیرامون تایوان برگزار کرده است. شی جینپینگ بارها آشکارا گفته که خواهان کنترل تایوان است. اگر او تصمیم بگیرد عملیاتی مشابه انجام دهد و رئیسجمهور تایوان، لای چینگ-ته، را دستگیر کند چه خواهد شد؟ یا اگر روسیه که در روز نخست تهاجم تمامعیار به اوکراین تلاش کرد ولودیمیر زلنسکی را بکشد یا اسیر کند، بار دیگر چنین تلاشی کند؟
آنچه در آمریکای لاتین رخ میدهد، میتواند در اروپا هم اتفاق بیفتد. چه چیزی مانع اعزام نیرو به گرینلند میشود؟ چه چیزی مانع تهدید بریتانیا به افزایش تعرفهها در صورت انتخاب نشدن نایجل فاراژ است؟ ماده ۵ ناتو قرار است ما را از تهدیدهای خارجی محافظت کند؛ اما اگر تهدید از درون بیاید چه باید کرد؟
اقدام ترامپ در ونزوئلا آزمونی تازه برای اروپا و همه متحدان سنتی آمریکا است؛ آزمونی که در همان ساعات نخست، نشانههای شکست در آن دیده میشود.
واکنش اروپا بسیار کمرنگ بوده است. بیانیه اولیه کیر استارمر همزمان هم اصول او را یادآوری کرد («همیشه گفتهام و باور دارم که همه باید به حقوق بینالملل پایبند باشیم») و هم ضعفش را نشان داد («اما در این مرحله اوضاع بسیار سریع در حال تغییر است و باید واقعیتها را روشن کنیم»).
همانطور که کشورهای بزرگ اروپایی با تأخیر دریافتند برای مقابله با حمایت ترامپ از ولادیمیر پوتین در جنگ اوکراین نیاز به جبههای متحد دارند، اکنون نیز باید با همان فوریت از نظام چندجانبه و مبتنی بر قواعد دفاع کنند؛ نظمی که – هرچند ناقص – طی ۸۰ سال گذشته جهان را هدایت کرده است.
ترامپ حتی تظاهر هم نمیکند که برای حقوق بینالملل یا چندجانبهگرایی ارزشی قائل است. راهبرد امنیت ملی نشان میدهد که آمریکا وارد دورهای شده که میخواهد بر جهان حکم براند.
احترام آمریکا به قوانین بینالمللی همواره کمتر از ادعایش بوده است. تقریباً همه کشورهای آمریکای لاتین از زمان جنگ جهانی دوم هدف حمله یا بمباران آمریکا قرار گرفتهاند و کشورهایی از کنگو تا ایران قربانی کودتاها و تغییر رژیمهای سازمانیافته توسط سیا بودهاند. رؤسایجمهور دموکرات نیز به اندازه جمهوریخواهان مقصر بودهاند. اما این بار متفاوت است. آمریکا در جایگاهی تاریک قرار دارد؛ زیر سلطه فردی خودکامه که میکوشد دموکراسی کشورش را نابود کند و همانطور که NSS نشان میدهد، قصد دارد جهان را نیز بازشکل دهد.
آغاز اقدام نظامی بدون مجوز داخلی یا بینالمللی، ربودن یک رئیس دولت و فخر فروختن به تصاحب منابع طبیعی کشور او، رفتارهای یک دولت یاغی است. اما چیزی هولناکتر از یک دولت یاغی وجود دارد: یک ابرقدرت یاغی.
در سال ۲۰۰۳ جورج دبلیو بوش بهخاطر جنگ عراق بهشدت نکوهش شد؛ از دروغ درباره سلاحهای کشتار جمعی گرفته تا بیاعتنایی به سازمان ملل و ناتوانی در مدیریت عراق پس از صدام. امروز اما در موقعیتی عجیب هستیم که تلاش دوساله بوش برای جلب حمایت بینالمللی، تقریباً سادهلوحانه به نظر میرسد.
جنگهای ترامپ
ترامپ در مراسم تحلیف ژانویه ۲۰۲۵ وعده داد «صلحساز و وحدتآفرین» باشد. با وجود ادعاهایش درباره میانجیگری در چند توافق صلح، او در نخستین سال دور دوم ریاستجمهوریاش با اشتیاق در هفت کشور دست به مداخله نظامی زد:
- سومالی: ترامپ حملات علیه جهادیها را تشدید کرد و در ۲۰۲۵، ۱۱۸ حمله انجام شد؛ بیش از مجموع دولتهای بوش، اوباما و بایدن.
- یمن: موجی از حملات هوایی و دریایی علیه اهداف حوثیها با وعده «نابودی کامل» آنها. حملهای در آوریل دستکم ۸۰ کشته بر جا گذاشت.
- عراق: حمله هوایی آمریکا در مارس گذشته یکی از رهبران ارشد داعش را کشت.
- ایران: در جریان جنگ کوتاه ایران و اسرائیل، آمریکا سه تأسیسات هستهای ایران را هدف قرار داد.
- سوریه: پس از کشته شدن دو سرباز آمریکایی، بیش از ۷۰ حمله علیه داعش انجام شد.
- نیجریه: حمله موشکی به دو اردوگاه داعش در روز کریسمس.
- ونزوئلا: از سپتامبر، آمریکا به قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر حمله کرده و دهها نفر کشته شدهاند؛ اقدامی که به عملیات اخیر انجامید.



