علم و فناوری

بولتن دانشمندان اتمی: آیا ایران می‌تواند سلاح هسته‌ای بسازد؟

در پی مجموعه حملات هوایی گسترده از سوی ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، موجی از تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره پیامدهای این عملیات‌ها بر توانمندی هسته‌ای جمهوری اسلامی به راه افتاده است. تمرکز اغلب این بحث‌ها بر این بوده که آیا این حملات توانسته‌اند به‌طور کامل ظرفیت ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای را نابود کنند یا آن را صرفاً برای مدتی محدود به تعویق انداخته‌اند.

با این حال، مقاله‌ای تحلیلی در نشریه معتبر بولتن دانشمندان اتمی با نگاهی دقیق‌تر و فنی‌تر به یکی از مهم‌ترین اما کمتر مورد توجه قرار گرفته‌شده‌ترین ابعاد این بحران می‌پردازد: سرنوشت ذخیره اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران که می‌تواند بدون نیاز به غنی‌سازی بیشتر، برای ساخت سلاح هسته‌ای به کار رود. این مقاله با تکیه بر داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تحلیل‌های کارشناسان مستقل، ابعاد فنی، راهبردی و دیپلماتیک این تهدید بالقوه را واکاوی می‌کند و نشان می‌دهد که مسیر پیش رو برای مهار خطر، بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، نظارت و راه‌حل‌های سیاسی است.

بولتن دانشمندان اتمی (Bulletin of the Atomic Scientists) یک نشریه علمی و تحلیلی معتبر و مستقل است که در سال ۱۹۴۵، بلافاصله پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی، توسط گروهی از دانشمندان پروژه منهتن، از جمله آلبرت اینشتین و رابرت اوپنهایمر، بنیان‌گذاری شد.

هدف اصلی این بولتن، آگاه‌سازی عموم مردم و تصمیم‌گیرندگان درباره خطرات فناوری‌های هسته‌ای، به‌ویژه تسلیحات اتمی، و در سال‌های اخیر، تهدیدهای نوظهوری چون تغییرات اقلیمی، فناوری‌های زیستی و هوش مصنوعی است.

این نشریه به خاطر معرفی و نگهداری «ساعت قیامت» (Doomsday Clock) شهرت جهانی دارد؛ ساعتی نمادین که فاصله‌ی بشریت را تا نابودی کامل (نیمه‌شب) نشان می‌دهد و هر سال با نظر کارشناسان علمی و امنیتی تنظیم می‌شود.

بولتن دانشمندان اتمی در سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی، به‌ویژه در حوزه خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه تسلیحات کشتار جمعی، تأثیرگذار است و بسیاری از تحلیل‌های آن مرجع دولت‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای بین‌المللی محسوب می‌شود. در ادامه مقاله تحلیلی این بولتن در باره احتمال اتمی شدن ایران آمده است:

از زمان وقوع حملات هوایی پیاپی اسرائیل و ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران در ماه ژوئن، بحث‌های داغ و سیاسی‌ در سطح جهانی درباره میزان تأثیر این عملیات‌ها در نابودسازی کامل توانمندی ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای یا صرفاً عقب راندن آن برای چند ماه یا سال در جریان بوده است. با این حال، یک نکته‌ کلیدی و مهم تقریباً به طور کامل نادیده گرفته شده: انبار بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا (HEU) ایران که تا سطح ۶۰ درصد غنی شده‌ است—ماده‌ای که قابلیت استفاده مستقیم در ساخت سلاح هسته‌ای را دارد.

به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در ماه ژوئن، بخشی از این ذخیره اورانیوم با غنای بالا پس از حملات اولیه اسرائیل گم شده و مشخص نیست چه بر سر آن آمده است. احتمال دارد که پیش از حملات به محل‌های امن منتقل شده باشد. اگر ایران هنوز به بخشی از این ذخیره دسترسی داشته باشد، ممکن است استفاده مستقیم از آن به عنوان سریع‌ترین مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای در نظر گرفته شود—به‌ویژه اگر توانایی غنی‌سازی بیشتر اورانیوم به شدت آسیب دیده باشد. شاید ایران در مراحل دیگر فرایند تسلیحاتی با موانعی روبه‌رو باشد، اما دسترسی به مواد اولیه یکی از آن‌ها نخواهد بود.

اکنون، این‌که آیا ذخیره اورانیوم با غنای بالا ایران از حملات جان سالم به در برده یا نه، به معمایی پیچیده برای اسرائیل و دولت ترامپ تبدیل شده است. بدون داشتن اطلاعات دقیق از مکان این مواد، که ممکن است در چندین نقطه از کشور پخش شده باشد، هیچ گزینه‌ نظامی عملی و مؤثری برای نابودسازی یا ضبط آن وجود ندارد. بنابراین، تنها راه مؤثر برای اطمینان‌یابی جامعه جهانی نسبت به عدم انحراف این مواد به سمت مصارف نظامی، دستیابی به توافقی دیپلماتیک است؛ توافقی که در آن اسرائیل و آمریکا تعهد دهند حملات را متوقف می‌کنند و در مقابل، ایران اجازه دسترسی کامل به اطلاعات و سایت‌های مورد نظر را به آژانس خواهد داد.

اورانیوم با غنای ۶۰ درصد: واقعیتی درباره قابلیت استفاده تسلیحاتی

اینکه اورانیوم با غنای ۶۰ درصد می‌تواند در ساخت سلاح هسته‌ای به کار رود، مسأله‌ای سری نیست. اما اکنون، با توجه به آسیب شدید به تأسیسات غنی‌سازی در نطنز، فردو و اصفهان، این موضوع اهمیت تازه‌ای یافته است. بسیاری از منابع دولتی، رسانه‌ها و تحلیلگران تأکید دارند که ایران برای ساخت بمب به اورانیوم با غنای ۹۰ درصد نیاز دارد. اما این فرض نادرست است.

بولتن دانشمندان اتمی می نویسد: «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اورانیوم با غنای ۲۰ درصد به بالا را «ماده قابل استفاده مستقیم» برای ساخت بمب هسته‌ای معرفی می‌کند؛ به این معنا که می‌توان بدون نیاز به غنی‌سازی بیشتر، از آن در ساخت سلاح استفاده کرد. برای همین است که آژانس چنین موادی را تحت نظارت‌های شدید قرار می‌دهد و استانداردهای بین‌المللی نیز الزاماتی برای حفاظت از این مواد در برابر سرقت داخلی در نظر گرفته‌اند.

بر اساس تعاریف آژانس، «مقدار قابل توجه» اورانیوم با غنای بالا برای ساخت یک سلاح هسته‌ای، معادل ۲۵ کیلوگرم اورانیوم ۲۳۵ است. این مقدار برای اورانیوم با غنای ۹۰ درصد معادل ۲۷.۸ کیلوگرم اورانیوم کل است. اما برای اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، این عدد به حدود ۴۱.۷ کیلوگرم افزایش می‌یابد.

یعنی برای ساخت بمبی با طراحی مشابه به بمب «مرد چاق» که در سال ۱۹۴۵ بر سر ناگازاکی انداخته شد، ایران در صورت استفاده از HEU با غنای ۶۰ درصد به تقریباً دو برابر ماده نیاز دارد. بنابراین، با در نظر گرفتن ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا گزارش‌شده، ایران در تئوری می‌تواند ۶ یا ۷ بمب از نوع ابتدایی تولید کند، در حالی که همین میزان در غنای ۹۰ درصدی ممکن است برای ۹ یا ۱۰ بمب کافی باشد.

آیا ایران به دنبال سلاح با طراحی ساده‌تر است؟

بر اساس گزارشی از نیویورک تایمز در ماه فوریه، ایران بررسی‌هایی در مورد آغاز یک برنامه تسلیحاتی سریع انجام داده است؛ برنامه‌ای برای ساخت بمبی ابتدایی که شاید قابل نصب روی موشک بالستیک نباشد اما از طریق دیگر قابل حمل و استفاده باشد. اگرچه این گزارش نیز تمرکز را بر روی غنای ۹۰ درصد گذاشته بود، با توجه به تردید در توانایی ایران برای غنی‌سازی بیشتر، باید احتمال استفاده از اورانیوم با غنای بالا با غنای ۶۰ درصد نیز مد نظر قرار گیرد.

ساخت بمب با اورانیوم غنی‌شده کمتر، مانند ۶۰ درصد، به طراحی بزرگ‌تر و استفاده از مواد منفجره بیشتری برای رسیدن به حالت «ابر بحرانی» supercritical نیاز دارد. همچنین، واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای در این سطح از غنا کندتر اتفاق می‌افتد، که موجب کاهش قدرت انفجار می‌شود. اما طراحی‌های جبرانی می‌توانند این کاستی‌ها را تا حدی خنثی کنند.

از سوی دیگر، ممکن است ایران به ساخت سلاحی از نوع «تفنگی» gun type مشابه بمب «پسر کوچک» که در هیروشیما استفاده شد، نیز فکر کند. آن بمب از حدود ۶۰ کیلوگرم ارانیوم با غنای ۸۰ درصد استفاده می‌کرد. برای اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، این مقدار ممکن است به بیش از ۱۲۰ کیلوگرم برسد. با وجود پیچیدگی‌های بیشتر و احتمال انفجار زودهنگام (پیش‌انفجار)، این مسیر ساده‌تر از طراحی انفجاری impolsion است.

موانع باقی‌مانده در مسیر ایران

اگر ایران هنوز به بخشی از ذخیره اوراینوم با غنای بالای خود دسترسی داشته باشد، حتی بدون توانایی غنی‌سازی بیشتر نیز گزینه‌هایی برای تسلیحاتی‌سازی دارد. یکی از موانع احتمالی، ناتوانی در تبدیل اورانیوم هگزافلوراید (UF6) به فلز اورانیوم است، به‌ویژه پس از نابودی تأسیسات مربوطه در اصفهان در جریان حمله هوایی آمریکا در ۲۰ ژوئن. با این حال، اگر ایران زیرساخت کوچک‌تر یا مخفیانه‌ای برای انجام این کار داشته باشد یا توان بازسازی سریع آن را در سطح محدود حفظ کرده باشد، این مانع نیز قابل عبور خواهد بود.

راه‌حل نهایی؛ دیپلماسی یا بحران؟

توانایی فنی ایران برای ساخت چند سلاح ابتدایی هسته‌ای با استفاده از اورانیوم موجود را نمی‌توان نادیده گرفت. پرسش اصلی به نیت و استراتژی ایران بازمی‌گردد: آیا ساخت سلاح هسته‌ای در این برهه، که با تهدیدات نظامی و ضعف احتمالی درون‌ساختاری مواجه است، منطقی است؟ اگر فرض کنیم که رهبری ایران تصمیم‌گیرانی عقل‌گرا هستند و از پیامدهای فاجعه‌بار ساخت و استفاده از سلاح هسته‌ای آگاه‌اند، پاسخ باید منفی باشد. اما تا زمانی که آژانس دسترسی کامل به وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران نداشته باشد، شک و تردید نسبت به نیت‌های ایران ادامه خواهد داشت.

تنها راه مؤثر برای جلوگیری از «گریز هسته‌ای» ایران، راه‌حل دیپلماتیک است. اسرائیل و ایالات متحده باید این واقعیت را بپذیرند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا