افت توانایی ذهنی و شناختی نسل Z در مقایسه با نسل پیشین

نسل Z به گفته برخی پژوهشگران، رکوردی بیسابقه در تاریخ معاصر آموزش ثبت کرده است؛ پس از بیش از یک قرن روند افزایشی در پیشرفتهای تحصیلی، اکنون برای نخستینبار نمرات استاندارد یک نسل نسبت به نسل پیشین کاهش یافته است.
جرد کونی هوروات Jared Cooney Horvath، عصبشناس، که سالها نتایج آزمونهای استاندارد در گروههای سنی مختلف را بررسی کرده، به نیویورک پست گفته است: «این نخستین نسل در تاریخ مدرن است که در آزمونهای استاندارد عملکردی ضعیفتر از نسل قبل دارد.» به گفته او، این افت محدود به یک حوزه خاص نیست و شاخصهایی چون توجه، حافظه، سواد خواندن و نوشتن، مهارتهای عددی، کارکرد اجرایی و حتی ضریب هوشی را دربرمیگیرد.
هوروات همین دیدگاه را در جلسه استماع سنای آمریکا در سال ۲۰۲۶ درباره تأثیر زمان استفاده از صفحهنمایش بر کودکان مطرح کرد. او بهجای سرزنش نسل جوان، بر «میزان مواجهه» تمرکز کرد و گفت: «بیش از نیمی از ساعات بیداری یک نوجوان صرف نگاه کردن به صفحهنمایش میشود.» به باور او، یادگیری انسانی به توجه پایدار و تعامل با دیگران وابسته است؛ در حالیکه محتوای فشرده و بیپایان دیجیتال چنین بستری فراهم نمیکند.
نقش فناوری در مدارس
همزمان با گسترش ابزارهای دیجیتال، مدارس نیز بهطور گسترده به فناوری روی آوردند. نرمافزارهای آموزشی جایگزین کتابهای درسی، متون طولانی و تمرینهای تحلیلی شدند. دانشآموزان پس از پایان کلاس نیز به تلفنهای همراه و تبلتها بازمیگشتند و میان شبکههای اجتماعی و توضیحات کوتاه و خلاصه جابهجا میشدند. هوروات نتیجه این روند را «آموزش به مرور سطحی» توصیف میکند؛ رویکردی که شاید کارآمد به نظر برسد، اما عمق شناختی ایجاد نمیکند.
او تأکید میکند مخالف فناوری نیست، بلکه «طرفدار سختگیری آموزشی» است. از دیدگاه وی، رشد شناختی در مواجهه با چالش و تلاش شکل میگیرد: خواندن متون کامل، عبور از سردرگمی و صرف زمان برای درک عمیق مطالب. حذف این اصطکاک ذهنی به تضعیف مهارتهای شناختی میانجامد، زیرا مغز با محیط پیرامون خود سازگار میشود؛ محیطی که سرعت را بر پایداری ترجیح میدهد.
روندی فراتر از آمریکا
به گفته هوروات، این الگو محدود به ایالات متحده نیست. او در سنای آمریکا اعلام کرد در حدود ۸۰ کشور، پس از ادغام گسترده فناوری دیجیتال در کلاسهای درس، افت عملکرد تحصیلی مشاهده شده است. این همزمانی، پرسشهای جدی درباره تأثیر محیطهای آموزشی دیجیتال بر رشد شناختی مطرح میکند.
در عین حال، هوروات میگوید بسیاری از جوانان با وجود افت نمرات، همچنان اعتمادبهنفس بالایی نسبت به تواناییهای خود دارند. به باور او، مشکل «اعتمادبهنفس» نیست، بلکه نبود بازخورد اصلاحی است که مانع پیشرفت میشود.
او در جمعبندی اظهاراتش تصریح کرد: «واقعیت تلخی که نسل ما باید بپذیرد این است که فرزندانمان از نظر شناختی در سن مشابه، توانایی کمتری نسبت به ما دارند.» پیشنهاد او بر کاهش وابستگی به صفحهنمایش در مدارس و بازگرداندن عمق و تمرکز به فرآیند یادگیری تأکید دارد؛ اقدامی که به گفته وی برای جلوگیری از تداوم این روند ضروری است.



