سیاسی

سناریوهای تغییر رژیم در ایران

در نشست گروه ۷ در کانادا، شکاف میان کشورهای اروپایی بر سر عقلانی بودن «تغییر رژیم» در ایران، به وضوح نمایان شد.

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، نسبت به سرنگونی حکومتی که «هیچ ایده‌ای برای فردای آن وجود ندارد»، هشدار داد. او ضمن تأکید بر اینکه میانه‌ای با دولت ایران ندارد، استدلال کرد که این مردم ایران هستند که باید حاکمان خود را انتخاب کنند.

مکرون گفت: «بزرگ‌ترین اشتباه امروز این است که بخواهیم از طریق نظامی به دنبال تغییر رژیم در ایران باشیم، چرا که این کار به هرج‌ومرج ختم خواهد شد. آیا کسی فکر می‌کند آنچه در سال ۲۰۰۳ در عراق [علیه صدام حسین] انجام شد، ایده خوبی بود؟ آیا کسی فکر می‌کند آنچه در دهه بعد در لیبی [سرنگونی معمر قذافی در سال ۲۰۱۱] رخ داد، ایده درستی بود؟»

مکرون تأکید کرد که تغییر رژیم بدون برنامه، یک اشتباه استراتژیک است. در مقابل، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفت: «ما با رژیمی تروریستی در ابعاد داخلی و خارجی روبه‌رو هستیم. خوب است اگر این رژیم به پایان برسد.»

او اعتراف کرد: «تغییرات رژیم همیشه به نتایج دلخواه ما منجر نشده است، اما نمونه‌های مثبتی هم داریم. در سوریه، رژیم اسد سرنگون شد و از آن زمان دولت جدیدی در تلاش است تا صلح را به کشور بازگرداند.» البته او به این نکته اشاره نکرد که تغییر دولت در دمشق پس از ۹ سال جنگ داخلی تلخ رخ داد که به سختی می‌توان آن را الگویی برای یک گذار دموکراتیک آرام دانست.

همان‌طور که کارشناسان عراقی در سال ۲۰۰۲ به تونی بلر هشدار دادند – و او نادیده گرفت – حذف یک حکومت مستبدِ دیرپا، نیروهای سرکوب‌شده و پیش‌بینی‌ناپذیری را آزاد می‌کند.

دست‌کم در آستانه جنگ عراق، هسته‌های برنامه‌ریزی برای «روز بعد» هم در وزارت خارجه آمریکا و هم در بریتانیا وجود داشت؛ هرچند بعدها این برنامه‌ریزی از دیپلمات‌ها گرفته و به پنتاگون سپرده شد. اما در مورد ایران – کشوری با تنوع گسترده قومی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی – هیچ برنامه‌ریزی غربی برای پیامدهای فروپاشی احتمالی رژیم انجام نشده است. «بالکانیزه شدن» (تجزیه) یک احتمال واقعی است. ایران کشوری ساختگی نیست که توسط طراحان خارجی ترسیم شده باشد، اما ترس از تجزیه‌طلبی همواره گریبان‌گیر رهبرانی است که در کشوری حکومت می‌کنند که فارس‌ها تنها ۵۰ درصد جمعیت آن را تشکیل می‌دهند. حدود یک‌چهارم جمعیت را آذری‌ها یا ترکان (از جمله خود رهبر، علی خامنه‌ای) تشکیل می‌دهند و بلوچ‌ها، کردها، عرب‌ها و گروه‌های کوچک‌تری از یهودیان، آشوری‌ها و ارمنی‌ها نیز در آن حضور دارند.

اگر فروپاشی رخ دهد، رژیم باکو در آذربایجان و جنبش‌های شبه‌نظامی کرد ممکن است فرصتی برای جدا کردن مناطق قومی از خاک ایران بیابند. در واقع، روزنامه «جروزالم پست» از بنیامین نتانیاهو خواسته است که به دلیل اصلاح‌ناپذیر بودن ایران، «فدرالیزه کردن» این کشور را به عنوان یک هدف سیاستی دنبال کند.

از سوی دیگر، هیچ «دولت در سایه» یا سازمان‌یافته‌ای در داخل کشور وجود ندارد. احزاب سیاسی عملاً ممنوع هستند، بسیاری از چهره‌های برجسته یا در زندان‌اند، یا سالخورده و تبعیدی، یا در حصر خانگی، و یا در حاشیه و در قالب وکیل، هنرمند و فعال کارگری فعالیت می‌کنند. شورش‌ها نیز همواره به شدت سرکوب شده‌اند.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ به دلیل نداشتن رهبری شهرت یافت و میراثی فرهنگی بر جای گذاشت تا نهادی یا ریاستی. فروپاشی بعدی شبکه‌های حامی این جنبش نشان داد که اختلافات با چه سرعتی می‌تواند بر یک آرمان مشترک سایه افکند.

شناسایی رژیم جانشین در مورد ایران، به این بستگی دارد که یک «انقلاب» رخ دهد یا یک «گذار». این موضوع نیز به این بستگی دارد که چه کسی مسئول شکست نظامی شناخته شود و این شکست تا چه حد کامل باشد. در حال حاضر، نوعی اثر «اتحاد حول پرچم» دیده می‌شود که دولت با تأکید بر دفاع از «ایران» و نه لزوماً «جمهوری اسلامی»، بر موج آن سوار شده است.

یک انقلاب احتمالاً منجر به فروپاشی ساختار منحصربه‌فرد حکومت مذهبی ایران خواهد شد که در رأس آن رهبری قرار دارد. اگر مشخص شود که رهبر ۸۶ ساله از هرگونه عقب‌نشینی در برنامه هسته‌ای خودداری می‌کند و گویی ارتباطش با واقعیت قطع شده، ممکن است یا از طریق اعتراضات خیابانی و یا به شکلی منظم‌تر توسط جناح‌هایی در ارتش برکنار شود.

درست است که بسیاری از فرماندهان کلیدی سپاه پاسداران کشته شده‌اند، اما ممکن است افسران رده‌پایینی که منتقد فساد رژیم و نفوذ موساد هستند، کودتایی داخلی را برای جلوگیری از یک انقلاب کامل هدایت کنند. آن‌ها ممکن است رژیمی سکولارتر، غیرایدئولوژیک‌تر و منزوی‌تر – اما نه لزوماً لیبرال‌تر – ارائه دهند؛ رژیمی که بپذیرد استراتژی امنیتی ایران دیگر نباید بر ارتش‌های نیابتی در خاورمیانه متکی باشد. به عبارت دیگر، ایران به یک «کشور» تبدیل شود، نه یک «نهضت».

همچنین ممکن است در بدنه ارتش – جایی که بیشترین آگاهی نسبت به تراز نظامی واقعی وجود دارد – برخی افسران بدانند که طولانی کردن جنگ باعث ویرانی‌های جبران‌ناپذیر می‌شود. ایران در طول جنگ با عراق، تلفات انسانی سنگینی در نیروهای زمینی متحمل شد، اما جنگ فعلی یک نبرد هوایی است که ایران پیش از این قافیه را در آن باخته است.

شایعاتی نیز درباره یک دولت اضطراری شنیده می‌شود؛ صحبت از اینکه دو تن از پیچیده‌ترین سیاستمداران ایران، حسن روحانی (رئیس‌جمهور سابق) و جواد ظریف (وزیر خارجه سابق)، می‌توانند یک تیم دو نفره – احتمالاً در کنار علی لاریجانی (رئیس سابق مجلس) – تشکیل دهند.

نشانه دیگر تغییر، می‌تواند آزادی میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد از حصر خانگی باشد که از سال ۲۰۱۱ در آن به‌سر می‌برند. رهنورد ضمن حمله به «دست جنایتکار و ماهیت تجاوزگر نتانیاهو در نقض آشکار تمام موازین بین‌المللی»، به عنوان یک «زن وطن‌پرست» به حاکمان هشدار داد که اجازه ندهند جنگ طولانی شده و سرزمین و مردم را در آتش بسوزاند.

در صورت فروپاشی سیاسی کامل، رهبری جدید ایران ممکن است از میان زندانیان سیاسی زندان اوین ظهور کند. مصطفی تاج‌زاده، معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی، در بیانیه‌های خود از زندان بارها به رهبری به دلیل «بستن چشمان بر وضعیت فاجعه‌بار» حمله کرده است.

او در روزهای اخیر نوشت: «می‌دانم که بخش‌هایی از مردم از حملات [اسرائیل] خوشحالند، زیرا آن را تنها راه تغییر حکومت شکست‌خورده روحانیون می‌بینند. اما حتی با فرض اینکه جنگ به چنین نتیجه‌ای منجر شود، ایران ویرانه‌ای خواهد شد که به احتمال زیاد بی‌دولتی و هرج‌ومرج بر آن حاکم می‌شود – اگر کشور تکه‌تکه نشود.» تاج‌زاده افزود: «معتقدم برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی، می‌توان بر تشکیل مجلس مؤسسان برای اصلاح یا تغییر قانون اساسی و وادار کردن حکومت به پذیرش آن پافشاری کرد.»

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران – که منبع بالقوه دیگری برای اقتدار جایگزین است – اعلام کرد: «ما هرگونه سیاست جنگ‌طلبانه، چه از سوی دولت ایران و چه از سوی دیگر دولت‌های منطقه را مردود می‌دانیم و اعلام می‌کنیم که جنگ نه یک نعمت است و نه یک فرصت، بلکه یک بلای خانمان‌سوز است.»

پیام ضدجنگ از سوی زنان زندانی در اوین نیز شنیده می‌شود. انیشه اسداللهی، ناهید خداجو و نسرین خضری جوادی در نامه‌ای مشترک نوشتند: «نه مردم ایران و نه سایر ملت‌ها خواهان جنگ نیستند. جنگ‌های ویرانگر تحمیل‌شده بر دولت‌ها، هستی هزاران انسان بی‌دفاع را با دامن زدن به خشونت و درگیری به زوال می‌کشاند.»

نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۲ که به دلیل مخالفت با رژیم رنج‌های بسیاری کشیده، فراخوان ترامپ برای تخلیه ۱۰ میلیون نفر از تهران را به سخره گرفت. او به بی‌بی‌سی گفت: «من عمیقاً باور دارم که دموکراسی، حقوق بشر و آزادی نمی‌تواند از طریق خشونت و جنگ حاصل شود.»

در نهایت، اگر ساختارهای سرکوب از هم بپاشد، همه چیز به خود ایرانیان بستگی خواهد داشت. بسیاری از ایرانیان به دلایل مختلف از رژیم بیزارند، اما به همان اندازه از اقدامات اسرائیل نیز متنفرند. ایرانی‌ها می‌گویند احساس می‌کنند در جنگی گرفتار شده‌اند که متعلق به آن‌ها نیست و منتظر مرگ کسانی هستند که برایشان چیزی جز خفقان، شکنجه و فقر به ارمغان نیاورده‌اند. اما آن‌ها همچنین می‌گویند آنچه را که اسرائیل با غزه انجام داده دیده‌اند و نمی‌خواهند تهران به غزه دیگری تبدیل شود.

تصاویر پدرانی که نوزادان خون‌آلود را از میان آوارها حمل می‌کنند، به اندازه کافی دیده شده است. حتی اکنون که رژیم متزلزل شده، عدم اطمینان نسبت به «آنچه بعداً خواهد آمد» ممکن است بهترین شانس برای بقای آن باشد.

متن فوق ترجمه مقاله ای از پاتریک وینتور سردبیر سیاسی روزنامه گاردین است که در 19 ژوئن 2025 منتشر شده است.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا