راههای پیش روی کانادا برای مقابله با آمریکا

دیوان عالی ایالات متحده بهتازگی تعرفههای گسترده جهانی که دولت دونالد ترامپ بر اساس «قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بینالمللی» اعمال کرده بود را لغو کرد. این دادگاه اعلام کرد قانونی که برای شرایط اضطراری ملی طراحی شده، به دولت اختیار وضع تعرفههای تجاری را نمیدهد.
ترامپ در اوایل سال ۲۰۲۵ با استناد به این قانون، علیه کانادا، مکزیک و چین تعرفه وضع کرده و مدعی شده بود این کشورها در مهار قاچاق مواد مخدر به داخل آمریکا ناکام ماندهاند.
این حکم تازهترین حلقه از تنشهای سیاسی میان کانادا و همسایه جنوبیاش به شمار میرود؛ اختلافاتی که اخیراً حتی پروژه پل بینالمللی «گوردی هاو» میان انتاریو و میشیگان را نیز دربر گرفته است.
فراتر از فولاد و بتن، این پل نمادی از سرنوشت مشترکی تلقی میشود که با وجود تفاوتهای تاریخی، نهادی و سیاسی، دو کشور را به هم پیوند داده است. کانادا و ایالات متحده طی دو قرن گذشته بهعنوان همسایگانی نزدیک، پیوندهای اقتصادی عمیقی ایجاد کرده و به شکوفایی مشترک دست یافتهاند.
در سال ۲۰۲۳، در فصلی از کتابی با عنوان «کانادا و ایالات متحده: رابطهای همزیستانه یا درهمتنیدگی پیچیده؟» این پرسش مطرح شد که اگر آمریکا رویکردی تهاجمیتر در پیش گیرد و تمایل کمتری به همکاری با کانادا نشان دهد چه خواهد شد. بر اساس این تحلیل، کانادا میتواند با اتکا به تجربه همزیستی چندصدساله خود با همسایهای گاه غیرقابل پیشبینی، نوسانات اقتصادی دوره کنونی را مدیریت کند.
با وجود آنکه رأی دیوان عالی ضربهای برای ترامپ محسوب میشود، بعید است او از استفاده از اهرمهای اقتصادی و نظامی آمریکا علیه کانادا و دیگر کشورها دست بکشد. در این شرایط، این پرسش همچنان مطرح است که آیا تاریخ روابط متقابل دو کشور در حال تبدیل شدن به شبکهای پیچیده از آسیبپذیری است یا نه.
دو همسایه، دو جهان متفاوت
در این تحلیل، روابط کانادا و آمریکا تصویری پیچیده از وابستگی عمیق متقابل همراه با عدم توازن قابل توجه قدرت توصیف شده است؛ وضعیتی که کانادا طی دههها با ابتکار عمل کوشیده خود را با آن تطبیق دهد و از آن بهره ببرد.
منافع اقتصادی و سیاسی دو کشور طی ۲۰۰ سال گذشته در موجهایی متناوب همگرا و واگرا شده است. اقتصادهای دو کشور در بخشهایی از منابع طبیعی و کشاورزی تا تولیدات پیشرفته صنعتی بهشدت درهمتنیدهاند. حدود ۷۰ درصد صادرات کانادا راهی آمریکا میشود و در سال ۲۰۲۵ نیز نزدیک به ۵۹ درصد واردات کالایی کانادا از ایالات متحده تأمین شده است.
با این حال، برای کانادا این رابطه صرفاً وابستگی اقتصادی نیست. جمعیت حدود ۳۴۲ میلیونی آمریکا و تولید ناخالص داخلی تقریباً ده برابر بزرگتر آن نسبت به کانادا، چارچوبی از عدم تقارن ایجاد کرده که در تار و پود تجارت و ژئوپلیتیک دو کشور تنیده شده است.
برای کانادا، این وضعیت گاه به احساس آسیبپذیری میانجامد؛ احساسی که بهگفته تحلیلگران، آمریکا بیش از پیش از آن بهرهبرداری میکند و نوعی نگرانی وجودی و احساس گرفتاری را در اتاوا دامن زده است.
با این همه، کانادا میتواند از تجربه تاریخی خود برای عبور از چالشهای کنونی استفاده کند. این کشور با وجود کوچکتر بودن، کاملاً وابسته به آمریکا برای اثرگذاری جهانی یا بهرهگیری از فرصتهای بینالمللی نیست.
کانادا همچنان بازیگری اثرگذار در عرصه جهانی به شمار میرود. عضویت در گروه هفت جایگاه مهمی در ساختار اقتصاد جهانی برای این کشور فراهم کرده و همین نفوذ بینالمللی، فضای مانور مشخصی در اختیار اتاوا قرار میدهد.
عبور از یک دوراهی وجودی
در سطح بینالمللی، تحلیلگران تأکید میکنند کانادا باید برای تقویت تابآوری راهبردی، به تنوعبخشی اقتصادی و ژئوپلیتیک روی آورد. دولت مارک کارنی نیز در همین راستا با موافقت برای کاهش متقابل تعرفهها با چین گامهایی برداشته است. با توجه به برنامه بازنگری توافق کانادا–آمریکا–مکزیک (CUSMA) در سال جاری، تنوع تجاری میتواند اهرم چانهزنی کانادا را در برابر عدم تقارن موجود افزایش دهد.
در گام دوم، کانادا باید بر سابقه خود در دفاع از نظم مبتنی بر قواعد تکیه کند. این کشور در سالهای اخیر ناچار بوده میان حفظ ارزشهای لیبرال–دموکراتیک خود و دورههایی از گرایش آمریکا به پوپولیسم، انزواگرایی و گفتمان ضدبینالمللی توازن برقرار کند. بهعنوان یک قدرت میانه، اتاوا بخش مهمی از قدرت خود را از حاکمیت قانون و همصف شدن با کشورهای همفکر میگیرد. گسترش شرکای بینالمللی میتواند سپرهای بیشتری در برابر شوکهای تجاری و ژئوپلیتیک آمریکا ایجاد کند.
در بعد داخلی نیز روانسازی تجارت میان استانها، بهروزرسانی چارچوبهای مقرراتی قدیمی و پیگیری راهبردهای حاکمیت دادههای دیجیتال از اولویتهای کلیدی برای فعالسازی کامل ظرفیت اقتصادی کشور عنوان شده است.
همچنین توصیه میشود کانادا با تکیه بر مزیتهای نسبی خود در منابع طبیعی، زنجیره تأمین قدرتمند و بههمپیوستهای در حوزه مواد معدنی حیاتی ایجاد کند؛ اقدامی که در دوران گذار جهانی به سوی برقرسانی و انرژیهای تجدیدپذیر میتواند اهرم راهبردی مهمی برای این کشور فراهم آورد.
در مجموع، اگرچه کانادا طی دو قرن گذشته «رقص پیچیده عدم تقارن» با همسایه قدرتمند خود را آموخته، اما بحران کنونی ابعادی وجودی یافته و نیازمند چابکی، جسارت و قاطعیت تازه است. نحوه عبور اتاوا از این مقطع میتواند الگویی برای دیگر قدرتهای کوچک و متوسط در جهانی باشد که قواعد سنتی آن بیش از پیش در حال دگرگونی است.



